۱۳۸۸/۰۴/۱۹

اولین سکس من

اولین سکس من در ۱۶ سالگی بود.من دختری فوق العاده کنجکاو در زمینه ی سکس بودم خصوصا این که در سن بلوغ بودم و از این ور اون ور حرفایی در زمینه ی سکس میشنیدم و کنجکاویم صد برابر میشد. اما چون در خونواده ی محدود و متعصبی بودم هیچ وقت جرات نمی کردم حرفی بزنم چه برسه به اینکه خودم سکس داشته باشم. اصلا جرات دوست پسر داشتن هم نداشتم.من پسر عمویی داشتم ۴۰ ساله که در سوئد زندگی میکرد و همون جا هم با یک زن سوئدی ازدواج کرده بود. و این پسر عمو که اسمش شهیاد بود بعد از ۱۰ سال برای دیدن خونوادش به ایران اومده بود.یک شب مادرم شهیاد رو که تنها به ایران اومده بود برای شام دعوت کرد و من از همون شب متوجه نگاه های عجیب شهیاد به خودم شدم.تعریف از خود نباشه ولی من نسبتا دختر خوشگلی هستم با هیکل لوند و سینه و باسن گوشتی که توجه همه رو جلب می کنه.اون شب بعد از شام شهیاد به من گفت خب پریسا جون چه کارا میکنی؟تا این رو گفت بابام شروع کرد به تعریف از من که پریسا استاد نقاشیه و از این حرفا...و به شهیاد گفت که اگه دوست داری برو زیر زمین کاراشو ببین.شهیاد هم با خوشحالی قبول کرد و به دنبال من اومد زیر زمین.همین طور که داشت به نقاشی ها نگاه میکرد به من گفت پری می دونی خیلی خوشگلی؟!من که جا خورده بودم چیزی نگفتم و سرمو انداختم پایین.دوباره پرسید ببینم دختر به این خوشگلی حتما خاطر خواه زیاد داره نه؟چند تا بوی فرند داری شیطون؟من که حسابی خجالت کشیده بودم گفتم هیچی. اینجا با خارج فرق میکنه. بابای من...د.حرفمو قطع کرد و گفت ای بابا این حرفا دیگه قدیمی شده. دختری به سن تو با این زیبایی، باید هم خودش لذت ببره هم دیگران و سیراب کنه...تو اگه یه بار لذتش رو بچشی میفهمی که تا حالا چه چیزی رو از دست دادی.با من و من گفتم آخه من... چه جوری میتونم؟؟ نمیشه آخه.اومد دستشو انداخت رو شونم و گفت چرا نمیشه خوشگلم؟تو فقط بگو می خوای یا نه؟سکوت کردم....خب پس معلومه جوابت مثبته. همه چیزو بسپار به من. خودم درستش میکنم.ببینم دوست داری که چند ساعتی بغل من بخوابی؟با تعجب گفتم شما؟؟ شما که خودتون زن دارین آخه.با خنده گفت عزیزم این حرفا برای ما معنی نداره. همین الان که من اینجا هستم میدونم که زنم بغل یه مرد دیگه خوابیده!..........خلاصه شهیاد کاری کرد که من چند ساعتی به بهانه ی سوغاتی خریدن برای زن و بچه اش باهاش برم بیرون خب پدرم هم با خوشحالی قبول کرد.سوار ماشین شدیم و جلوی یه خونه نگه داشت گفت پیاده شو همین جاست.گفتم اینجا کجاست؟گفت خونه ی یکی از دوستامه که چند ساعتی در اختیار ماست.گفتم خطری نداره؟ اگه کسی ببینه؟گفت نترس خوشگل خانوم پیاده شو.هر دو با هم رفتیم خونه و بلافاصله شهیاد منو به سمت اتاق خواب برد.مانتو و روسریمو از تنم درآورد همون جور ایستاده محکم بغلم کرد و لباشو چسبوند به لبام من که بار اولم بود لب میدادم خیلی ترسیده بودم و قلبم تند تند میزد.همون جور که ازم لب میگرفت آروم دستشو کشید رو سینه هامو باهاشون بازی میکرد.بعد اون یکی دستشو گذاشت لای پامو با انگشتش میکشید رو چاک کسم. من جدا حشری شده بودمخیلی خوشم اومده بود. اونم آروم آروم با کسم بازی میکرد.همونجور که داشت با همه جام ور میرفت منو خوابوند رو تخت.اول پیرهن و شلوار خودشو در آورد. یه شورت تنگ پوشیده بود که کیر بزرگشو کاملا نشون میداد.یه کم ترسیدم. بعد از اینکه خودش لخت شد شروع کرد به لخت کردن من.اول خجالت می کشیدم و نمیذاشتم اما انقدر آروم همزمان با کسم بازی کرد و لباسامو در آورد که یهو دیدم لخت لخت زیرش خوابیدم.کاملا روم دراز کشیده بود و ازم لب میگرفت. با پاهاش پاهامو از هم باز کرده بود و کیرشو لای پام گذاشته بود. اومد پایین ترو شروع کرد به خوردن سینه هام. میخوردو لیس میزد و گاز میگرفت. با لاله های گوشم بازی میکرد و حرفای حشری میزد. منم که دیگه آه و نالم در اومده بود.بازم رفت پایین تر و شروع کرد به لیسیدن و بوسیدن کسم که حسابی خیس و داغ شده بود.کاملا پاهامو باز کرده بودو میگفت جووووووووووووووون چه کس شیرینی داری....چه قدر نازه.......فدات شمالهی....ااااااااااااااااااااااااه....منم حشری تر میشدم.یه نگاه به کیرش انداختم دیدم اوووووووووووه سیخه سیخ وایستاده چه قدر هم کلفت و درازه.با یه لحن حشری گفت: عسلم دوست داری من زنت کنم؟!با ترس گفتم وای نههههههههههههه...نمی خوام من می ترسم...دوباره گفت عزیزم اتفاقی نمی یوفته...من یه نگاهی تو کست انداختم پرده ت پاره نمیشه.نترس گفتم مگه میشه؟گفت آره جیگر بعضی پرده ها با کیر پاره نمیشه.اگه بذارم تو کست انقدر خوشت میاد که میگی دیگه درنیار.منم که حالم ناجور خراب بود چیزی نگفتم و اونم به حساب قبول کردن گذاشت.کیرشو هی میزد محکم رو کسم.بعد می کشید رو چاک کسم یه کم با زبونش چوچولمو میچرخوند.بعد از سوراخ کسم تا بالاش زبون می کشید. لبای کسمو کاملا باز کرده بود و توش زبون میزد.گفت خب آماده باش که می خوام بکنم تو. اولش یه کم سخت میره. تو خودتو شل کن و اصلا نترس.یه مرتبه احساس کردم دارم از وسط جر می خورم. کیرشو یک مرتبه کرد تو کسم و درد شدیدی تا مغز سرمو گرفت و اشکم در اومد اما اون هی کیرشو عقب جلو میکرد. انقدر این کارو کرد که دیگه برام عادی شد و درد نداشت. تازه داشت خوشم میو مد. تند تند تلمبه میزد و من آخ و آوخم دراومده بود.یه مرتبه یه حال عجیبی بهم دست داد که همه ی بدنم لرزید که شهیاد گفت عزیزم به ارگاسم رسیدی.خوش به حالت ولی من کمرم خیلی سفته .حالا حالا ها آبم در نمیاد!و باز به تلمبه زدن ادامه داد تا اینکه گفت خب داره آبم میاد. دلم میخواست تو کست خالی کنم ولی میترسم شیکمتو بالا بیارم. کیرشو در آوردو همه ی آبوشو رو سینه و صورتم خالی کرد و بی حال کنارم دراز کشید.نیم ساعتی هر دو بی هوش دراز کشیدیم و بعد خودش پا شد لباساشو پوشید و به منم کمک کرد که لباس بپوشم و دوباره یه لب محکم ازم گرفت.ازم پرسید خوب بود؟ و من فقط لبخند زدم. اما میترسیدم که اگه برم خونه از قیافم چیزی معلوم باشه و همه بفهمن. ولی شهیاد اول منو برد یه کم چرخوند بعد رفتیم رستوران شام خوردیم و حال من عادی تر شد و بعد رفتیم خونه و من همش به وقایع چند ساعت قبل فکر میکردم و لذت میبردم....

‏هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

درباره من

چنانچه سن شما پایین تر از 18 سال است به شما عمیقا پیشنهاد میکنیم که از خواندن مطالب این سایت صرف نظر کنید در غیر این صورت ما هیچ گونه مسئولیتی در قبال شما نخواهیم داشت و باید این را بدانید که خواندن این مطالب برای شما به هیچ وجه مناسب نیست ما بر این عقیده نیستیم شمارا به زور از دیدن این مطالب باز داریم چون میدانیم که این عمل بیهوده است و از انجا که فرهنگ ایرانی منطق را بیشتر قبول میکند از شما خواهش میکنیم که از مرور این سایت صرف نظر کنید چون این مطالب در روح و روان شما تاثیرات بدی خواهد گذاشت. چنانچه سن شما 18 و بالاتر هست در صورتی که موافقید ما به هیچ وجه شما را مجبور به خواندن این مطالب نکرده ایم و همچنین این را قبول دارید که از محتوا این سایت مطلع هستید میتوانید به مرور سایت ادامه دهید در غیر این صورت سریعا سایت را ترک کنید در صورتی که سن شما بیشتر از هجده سال هست به این توجه داشته باشید که اگر این مطالب را می خوانید به این دلیل نیست که موافق این مباحث هستید به طور مثال خود من با این نوع روابط مخالفم ولی برعکس از خوندن داستان هاش بی نهایت خوشم میاد اگر شما خواندن را هم دوست ندارید سایت را ترک کنید این را نیز به یاد داشته باشید که تمامی مطالب این ساخت ساختگی و دور از واقعیت است